فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٩ - فريده دوم در تعريف عرض و بيان اقسام آن
بل التّعلّق فى المهيّات الا ترى انّ كلّ وجود عين التّعلّق بالمبدء و
ليس اضافة مقوليّة و للمبدء اضافة اشراقيّة على جميع ما سواه و ليست
مقولة، كمّ و كيف، و، وضع، و، اين، و، له، و هو اسم آخر لمقولة
الملك و الجدة و، متى و، فعل، و، مضاف، و، انفعال ثبتا، هى،
اجناسه القصوى لدى المعلّم، فتكون تسعة، و بالثّلث، اى بالمقولات
الثّلث و هى الكمّ و الكيف و النسبة و هى شاملة للسّبعة الّتى جعل
ارسطو و اتباعه كلّ واحد منها جنسا عاليا، او بالاربع، و هى هذه
الثّلاثة و الحركة، نمى، الاوّل لصاحب البصائر و الثّانى للشّيخ
الاشراقى.
ترجمه:
فريده دوّم در تعريف عرض و بيان اقسام آن
عرض عبارتست از ممكنى كه وجود فى نفسهاش همان وجود در ضمن
موضوع است.
امّا اينكه وجودش فى نفسه بوده بخاطر آنكه ماهيّتش در عقل مستقلّ است.
و امّا اينكه اين وجود عين وجود در ضمن غير است و بعبارت ديگر كون و
وجودش رابطى است بخاطر آنكه وقتى حال آنرا در خارج ملاحظه مىكنيم مىبينيم
امرى است ناعت و وصف براى غير و بطورى نيست كه داراى استقلالى بوده و
سپس اضافه بموضوع بر آن طارى باشد بلكه اضافه عين وجودش بوده گ ر چ ه عين
ماهيّتش نبوده مگر در خصوص مقوله اضافه و مع ذلك كلّه بايد توجه داشت كه وجود
عرض از مقوله اضافه نيست زيرا هر تعلّق و اضافهاى را نبايد اضافه مقوليّه خواند بلكه
اين معنا صرفا در تعلّق ماهيّات بوده نه در وجود، مگر نمىبينى كه هر وجودى عين
تعلّق بمبدء بوده و در عين حال از اضافه مقوليّه محسوبش نمىكنند و از طرف ديگر
مبدء داراى اضافه اشراقيّه است بر جميع ماسوايش و در عين حال از مقولهاى
بحسابش نمىآورند.